|
|
|
|
حافظ به سعی اوس پیمان - دفتر اول شرابسوره مائده آيه 90 : اى كسانى كه ايمان آورده ايد جز اين نيست كه شراب و قمار و بت ها و… ، برنامه هاى پليدى است از عمل شيطان ، دورى از آنها بر شما واجب است ، كه رستگارى شما در گرو دورى از آنهاست . حافظ : حديث از پيامبر اسلام : شراب مادر همه بدي هاست حافظ : مطهري براي آنكه حافظ را آنگونه كه خود دوست دارد بشناساند در بحث حافظ
شناسيش توصيه مي كند براي شناخت درست حافظ بايد كليد رمز واژه هاي آن را
يافت و سپس اقدام به معني و تفسير ابيات حافظ كرد و نبايد به همان معني
ظاهري كلمات توجه كرد و بعد از چنين مقدمه اي شروع كرد و هرچه خواست با
كليد هاي رمز نگاري من در آوردي خود به خورد حافظ بدبخت كه دستش از همه جا
كوتاست داد و چون خودش به عشق خودش رمز نگاريش كرده بود هر معني كه خواست
از ابيات حافظ بيرون كشيد و دقيقا معني شعر حافظ شد همان چيزي كه حافظ به
شدت بر عليه آن سخن گفته بود و از آن دوري ميكرد و تمام حقايق و اهداف
واقعي حافظ پنهان ماند . و بعد شما كم كم ياد ميگيريد كلام هاي ساده را به صورت سخت و پيچيده
بخوانيد و گاهي براي پيچيده كردن كلام ساده صد برابر بيشتر از رمز گشايي
همان كلام زور مي زنيد . – عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده شعر حافظ را بايد به حقيقت شعر عشق و رندي و طنز رندانه ناميد . مشخصه اصلي و بارز شعر حافظ عشق است و ابزار عشق . چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را او فريب نمي خورد . اگر حافظ كل قرآن باشد . دانا تر و باسواد تر از
مردمان عصر خويش است اما اين دانايي را اگر مهمل و بيهوده بداند ، خود
توصيه مي كند تمام آنها را به شرابي بشويند ( استريليزه كنند ) كه فلك
ديده كه در قصد دل دانا بود پس تمام دفتر قرآني كه در سينه اوست با پياله اي كه دماغ را تر مي كند و فراغت آرد و انديشه بلا ببرد ، استرليزه و شسته مي شود سرم به دنيي و عقبي فرو نمي آيد نشانه ي رندي ، آزادگي و واقع بيني و زيركيست و سر فرو نياوردن به دنيا و عقبي و رهايي از قيد و بندها . و چه قيد و بندي بيهوده تر و بد تر از دين داري براي حافظ . و از آن رو است كه بارها اسباب نشاط دنيوي خويش را به وضوح در برابر ابزار نشاط وعده داده شده اخروي قياس ميكند . و با طنز ناب و رندانه خويش آن را به سخره مي گيرد و همه را تزوير و ريا خطاب مي كند . دور شو از برم ای زاهد و بیهوده مگوی آيا مگر اسلام و يا هر دين ديگري غير از دين داران به آن دين ارزشي دارد ؟ اين زاهد چه ميگفت ؟؟؟ من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود و در جاي ديگر از طنز مشهور و رندانه خود استفاده مي كند كه : در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند و يا در جاي ديگر : و دريغ از امروز كه همان بيهوده گوياني كه حافظ ايشان را به چوب طنز
رندانه خويش ميراند و دست حيله گرشان را باز مي كرد ، باز با ظرفي از
استدلال هاي تهي ميخواهند خواجه شيراز را هم مسلك خود نمايش دهند ، و هيچ
چاره اي ندارند به غير از آنكه اعتراف كنند چون به شدت به حافظ علاقه
دارند و با ابيات عاشقانه و طنز رندانه اش حال مي كنند و يا آنكه چون حافظ
آنچنان در اوج شعر و ادب پرواز مي كند كه ديوان اشعارش در منزل هر ايراني
پيدا مي شود ، پس مي خواهند او را ، هم مسلك خود قلم داد كنند و بر او
خرقه مسلماني بپوشانند و او را از شراب دور كنند و به نماز و روز و بهشت
نزديك كنند . به خلدم دعوت ای زاهد مفرما و حال آنكه اصلا از خود نمي پرسند اين شراب خوردن حافظ چه عيب دارد و از چه رو پديد آمد و اين بدگويي هاي حافظ از زاهد و صوفي اصلا به چه دليل پديد آمد و مگر صوفي و زاهد به غير از آنچه بيهوده گويان امروز و بيهوده گويان گذشته تر مي گفتند چيزي ديگري براي ارائه داشتند و مگر غير از اين بود كه حافظ با همه اين بيهوده گي ها ميخواست مبارزه كند و به حقيقت فهميده بود كه نه تنها صوفي و زاهد و اهل تقوا ، بيهوده سخن مي گويند بلكه خود نيز به اين مهملاتي كه ميگويند بي توجه اند و به دستوراتش عمل نمي كنند و تنها قصد فريب خلق الله را دارند . صوفي نهاد دام و در حقه باز كرد بازي چرخ بشكندش بيضه در كلاه مصادره به مطلوب كردن حافظ توسط بيهوده گويان نيازمند آن است كه بيهوده گويان شاهد حافظ را نه شاهد زميني بلكه شاهد آسماني كه همانا خداوند و يا الله است بدانند و همه توصيفات ديگر را در راستاي توصيف او بيان كنند . جالب اينكه زيبا ترين سخن در رد اين گفته بي معني بيهوده گويان را يكي از عالمين اسلامي كه مخالف سر سخت انديشه هاي حافظ است و با تحقيق در اشعار حافظ پي به كافر بودن او برده است ميزند . آیت الله سید ابوالفضل علامه برقعه ای از استادان سابق دانشگاه تهران و
از منتقدين رژيم جمهوري اسلامي است و كتابي دارد كه خود بدون مجوز ارشاد
آن را چاپ كرده است و در اين كتاب به تفصيل به اشعار حافظ پرداخته است .
در قسمتي از كتاب در مورد رد سخن آنان كه شعر حافظ را عرفاني و آسماني
ميدانند اينگونه گفته است : من گدا هوس سرو قامتي دارم آیا این نشانه ها کافی نیست در فهمیدن مقصود شاعر و آیا این نشانه ها
در خداست ؟ و آیا چگونه میتوانید این کلمات را رفو یا تأویل کنید. . . و
آنچه عرفا و شعرا برای خود اصطلاحات و تأویلات آورده اند رکیک و باطل است
و تکرار الفاظ می و مطرب و زنار و دلبر عیار و غیره بر ضد اسلام و معرفت
بلکه کفر و شرکست.” حافظ غزلي دارد كه چند بيتش را در زير مي آورم : من نه آن رندم كه ترك شاهد و ساغر كنم من كه عيب توبه كاران كرده باشم بارها عهد و پيمان فلك را نيست چندين اعتبار من كه امروزم بهشت نقد حاصل مي شود چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست ( البته در نسخهاي مختلف در اين شعر بين 9 بيت تا 19 بيت آورده شده است
كه اين چند بيتي كه در بالا آمده در قديمي ترين نسخه حافظ وجود داشته و
مورد تاييد همه محققين است و البته در تمام ديوان هاي چاپ شده در رژيم
جمهوري اسلامي بيت يكي مانده به آخري ( من كه امروزم بهشت نقد…) حذف شده
است و ديوان حافظي كه اين بيت در آن باشد در سالهاي اخير مجوز چاپ نگرفته
است اما تقريبا در تمام ديوان هاي قبل از انقلاب موجود است ) من نه آن عبدم که ترک دين پيغمبر کنم حال از اين سخنان شيرين جناب علامه و مجادله ايشان با حافظ اگر بگذريم
به حقيقت در مي يابيم كه معتقد به هر مرام و مسلكي كه باشيم و يا نباشيم
اگر منصفانه به ديوان حافظ مراجعه كنيم و ابيات او را بخوانيم و ساده
بخوانيم و به عمد پيچيده و تفسير دارش نكنيم ، حداكثر با كمك يك لغت نامه
دهخدا به سادگي منظور كلام حافظ را درك مي كنيم و شكي در مورد زميني و
واقعي بودن اصطلاحات بكار رفته در ديوان او به خود راه نمي دهيم و بيهوده
او را نيز مانند خودمان فضا نورد نمي كنيم . بيهوده شاهدش را الله نمي
ناميم و درد فراقش را درد رسيدن به الله نام نمي نهيم . ميدمد صبح و كله بست صحاب مي چكد ژاله بر رخ لاله بر رخ ساقي پري پيكر شراب چيست ؟ در فرانسه از بچه 5 ساله تا پيرمرد 90 ساله به همراه غذا شراب ميخورند
. در بسياري ديگر از كشور ها نيز شراب خوردن به همراه غذا تا همين حد
مرسوم است . شيراز از دير باز مركز شراب ايران و جهان بوده . شهرت شهر شيراز در
شراب تا امروز ادامه دارد و در حال حاضر يكي از مشهور ترين مارك هاي شراب
توليد شده در فرانسه كه ژاك شيراك ريس جمهور سابق فرانسه از علاقه مندان
آن نوع شراب است ماركي به نام shiraz است . شراب شيراز كه يك مدل
استاندارد و پذيرفته شده شراب در جهان است تحت همين نام در چندين كارخانه
شراب سازي اروپا و استراليا توليد مي شود و به همه جا جهان صادر مي شود با جستجويي كه در دو سايت معتبر در اشعار حافظ انجام دادم مشاهده كردم كلمه شراب به همان معني كه در دايرت المعارف ويكي پديا آمده 82 تا 90 بار ( بسته به نسخه ) تكرار شده است كلمه شرب به معني نوشيدن شراب 4 بار آمده است كلمه مي به دليل نوع كلمه ، بدست آوردن تعداد دقيق آن ممكن نبود شايد بيش از 300 بار اما مسلما تعداد تكرار مي به مراتب بيش از شراب است . دهخدا و معين مي را اينگونه معني كرده اند : ” شراب انگوري ” كلمه مست و مستي 190 بار تكرار شده است . در لغت نامه دهخدا اين گونه معني شده : ” شراب خواره اي که شراب در وي اثر کرده باشد. دگرگون شده از آشاميدن مي ” كلمه پياله 27 بار در ديوان حافظ آورده شده است . در لغت نامه دهخدا در معني پياله اين آمده است : ” کاسه خرد که در آن شراب خورند و آن ازشيشه و بلور بوده است ” كلمه دُرد و دُردي و دردي كش 45 بار آمده است . در لغت نامه دهخدا درد اينگونه معني شده است : “رسوب و ته نشست مايعات ، به ويژه شراب . ته شراب ” كلمه ساغر 46 بار در ديوان حافظ آمده است . در لغت نامه دهخدا ساغر اينگونه معني شده است : ” پياله شراب خواري ” كلمه صبوح و صبوحي 19 بار آمده است . در لغت نامه دهخدا اينگونه معني شده است : ” شرابي كه به وقت بامداد خورده مي شود ، به وقت صبح شراب خودن ” كلمه دختر رز 11 بار آمده است . در لغت نامه دهخدا اينگونه معني شده است : ” دختر انگور ، شراب انگوري ، شراب لعل ” كلمه عنب 3 بار آمده . در لغت نامه دهخدا اينگونه معني شده است : ” انگور تازه ، ميوه تاك . آب عنب : شراب ” كلمه باده 116 بار در ديوان حافظ آمده است . در لغت نامه دهخدا اينگونه معني شده است : ” شرابي که خام از خم برآورده استعمال نمايند ، منسوب به باد است چه باد غرور را گويند و خوردن شراب نيز غرور مي آورد . ” كلمه خمر 2 بار آمده است . در لغت نامه دهخدا معني شده است : ” شراب ” كلمه ساقي 159 بار آمده است . در لغت نامه دهخدا اينگونه معني شده : ” آنكه آب و يا شراب به ديگران مي دهد ، پياله گردان ، باده دهنده ” كلمه مدام دو معني دارد . يكي به معني مرسوم امروزي آن يعني مداوم و
ادامه دار و ديگري به معني شراب و مي انگوري است كه بنده شخصا بيت بيت
موارد را بررسي كردم و 8 مورد را يافتم كه دقيقا معني شراب را مي رساند و
در موارد ديگر ايهام وجود دارد و جاي شك است حال با توجه به لغت نامه اي كه در بالا تهيه شده است ، محقق حافظ پژوه
مي تواند وارد ديوان حافظ شود و بر اساس معني بيت به اين مسائله پي ببرد
كه منظور حافظ از شراب چه نوع شرابي بوده است . اما شراب در شعر حافظ چگونه بوده است . اما نكته مهمي كه خواننده حقيقت جو بايد به آن توجه داشته باشد آن است كه اگر در كل ديوان حافظ تنها يك بيت پيدا شود كه به وضوح آن بيت شراب انگوري را نشان دهد همان يك بيت براي دريافت منظور و معني كردن ساير ابيات كافيست . زيرا به طور مطلق معني شراب مشخص و معين است و به طور اساسي و پيش فرض بدون هيچ زور زدن اضافي هر وقت در هر سخن يا شعري كلمه شراب آورده مي شود بايد به شراب انگوري معني شود مگر آنكه شاعر يا خواننده بر اساس شعر بتواند به وضوح اثبات كند كه شاعر منظور ديگري داشته است كه در آن صورت نيز اگر هر دو معني استنباط شود شعر دچار ايهام در معني خواهد شد . حال در چنين حالتي اگر بتوان حتي يك مورد را نشان داد كه شاعر از عمد معني شراب را از نوع شراب انگوري بكار برده است اصل مسلم بر آن خواهد شد كه ساير ابيات را نيز با همان مفهوم معني كنيم . البته خلاف اين اصل مصداق ندارد يعني اگر بتوان يك يا ده بيت را اثبات كرد كه منظور شاعر از شراب چيزي غير از شراب انگوري بوده است آن ده مورد خللي در معني كردن ساير ابيات با معني شراب انگوري وارد نمي كند . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 17:7 توسط سهره
|
|
||